تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۳ | ۱:۱۸ ‎ب.ظ | نويسنده : همراز آزاد

دو قدم مانده ز گرمازدگی تا دریا

وعده دارد دل گرما زده ام با دریا

 

تا که با سخره و سنگ و صدف آمیخته است

می شناسد دل توفانی من را دریا

 

شرمگین میشود  این بار ز دریا بودن

وسعتم را چو نشیند به تماشا دریا

 

آسمان!گوش کن آماده آبی شدنم

تو در این حادثه مشتاق تری یا دریا؟

 

چشم تو آبی و من آبی و شعرم آبی

نسبتی ذاشته یک رنگی ما با دریا

 

یک قدم تاب بیاور دل صحرایی من

دو قدم مانده ز گرمازدگی تا دریا

 

آه ای آبله پا،خستگی از تن بتکان

چشم واکن که رسیدیم به دریا....دریا!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این شعر از کتاب باغ دوردست که گزیده اشعار سعید بیابانکی هستش انتخاب شده واز اونجایی که من عاشق دریا هستم از این شعر خیلی خوشم اومد! ولی دو سه تا از کلمه هاشو تغیر دادم! نیشخند



انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس