تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٦ | ٥:٤٧ ‎ب.ظ | نويسنده : همراز آزاد

داره کم کم مدرسه ها شروع میشه،خودتون در جریان هستین دیگه که توی همین تابستون سالی یه بار پست جدید میذاشتم،حالا چه برسه به اینکه درگیر کارای عملی ساله دیگه بشم...

سعیمو میکنم که ارتباطم با برو بچه های نتی کاملا قطع نشه و تا اونجایی که بتونم به دوستان سر میزنم .

خلاصه خیلی ببخشین دیگه،من توی امر وبلاگ نویسی نو پا میباشم و برام خیلی سخته و تا حدودی خطرناک (منظورم بحث اعتیاد آوری نت هستش)که موازی با سال تحصیلی ادامه بدم...نیشخند

فراموشتون نمیکنم...فراموشم نکنین...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا خیلی ناراحت نشید فعلا تا پایان شهریور ماه  ادامه میدیم...نیشخند



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٦ | ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ | نويسنده : همراز آزاد

کم کم داره پاییز با تمام قشنگیاش از راه می رسه....

همراه با مدرسه وتمام تلخی ها و شیرینی خندیدن در کنار دوستان...

راه مدرسه و هزاران خاطره قشنگش...

راه مدرسه و آوای شادی بخش خش و خش برگ های پاییزی...

 آرام تر قدم بردار تا نوازش شوند گوشهایت با این آوا...

خوش آمدی پاییز نارنجی من... 

...



تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٢٥ | ٧:۱٤ ‎ق.ظ | نويسنده : همراز آزاد

سلام !چند روز پیش که به قفس مرغ عشقامون سر زدم با کمال تاسف و تعجب دیدم که برای سری چهارم اگه اشتباه نکنم تخماشو از لونه انداخته بیرون...تعجبخنثیای خداااااااااا.....بازم جوجو بی جو جو!افسوس

جریان از این قراره که ما دوتا مرغ عشق داریم به نامهای طلا خانوم و آقا بلا...

طلا خانوم چهار دفعس که تخم میذاره اما بعد از 19 الی 20 روز تخماشو میندازه بیرون...منتظرکلافه

ای دفعه از دو سه روز قبل از ماه رمضون تخم گذاشته بود...دیگه امیدوار بودیم که آخر ماه جوجو دار بشیم...اما بازم نشد...ابروآخ

دفعه ی قبل از این توی یکی از تخماش تقریبا جنین تشکیل شده بود ...چشماشو میشد تشخیص داد....گریهنگران

امروز سحر ، تخماشو دادم به بابام تا توشو وارسی کنن ..... این بار دیگه جو جو ی

جوجو شده بود حتی نوکم (منقارم) داشت....گریه

خلاصه اینکه خیلی ناراحت شدم....بدلیله اینکه ظاهرش فوقالعاده دلغشه آور بود دیگه عکس نگرفتم....استرس

من جوجو میخوااااااااااااااااااااااااااام..........بازم نشد.....خنثی



تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱۸ | ۸:٠۸ ‎ب.ظ | نويسنده : همراز آزاد

سلام خدای مهربونم،شکرت که امسال هم توفیق شرکت در این مراسم رو نصیبم  گردانیدی!

توی این شب های قشنگ ازت میخوام که تقدیر و سر نوشت من و سایر مسلمونا رو بر پایه ی اطاعت از خودت قرار بدی و کمکمون کنی تا بنده های خوبی برای تو باشیم ....

پس دستانم را بگیر و مراقبم باش تا خطا نروم،تا تو را نرنجانم،تا بنده ی خوبی برایت باشم ،تا....

فرا رسیدن شب های مغفرت و آمرزش وهم چنین غم و دلتنگی فرزندان خانم فاطمه الزهرا رو به همتون تسلیت میگم.

 

 

 این شبا من رو از دعا های قشنگتون بهره مند کنید...

 

 

 

توی ادامه مطلب چنتا عکس از مراسم شب های قدر گذاشتم ،قشنگه ببینین...



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱٥ | ٧:۱٥ ‎ب.ظ | نويسنده : همراز آزاد

متن آهنگ رو همراه با ترجمش توی ادامه مطلب گذاشتم،دوست داشتین میتونین یه نگاه بهش بندازین!همینجا از دریای عزیزم تشکر میکنم،سنگه تموم گذاشتی دریای نازم!ماچ



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱٤ | ٢:٤۸ ‎ب.ظ | نويسنده : همراز آزاد

 

پانزده روز ریاضت را در این ماه طاعت، یک نفس دویده ‏ایم

تا در بشارت ولادت او، مژده عشق بشنویم و مژدگانی مهر بگیریم . . .

عرض تبریک ولادت امام حسن مجتبی(ع)

التماس دعا

 



تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱٤ | ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ | نويسنده : همراز آزاد

سلام...نماز روزه هاتون قبول باشه!

دیشب بالاخره به کمک تلسکوپ این عکسارو از ماه گرفتم...البته چون دوربینم برای این کار خیلی مناسب نبود یکم تار شده که ببخشین دیگه...نیشخند

حیف شد ماه شب چهاردهم رو از دست دادم که ایشلا ماه دیگه اگه زنده بودم شکارش میکنم!

البته همینا هم غنیمته چون دیشب هوا حسابی ابری بود هی ابر رد میشد از رو ماه آخرشم بعد از اینکه چنتا عکس گرفتم ابر کاملا روی ماهو پوشوند منم دیگه مجبور شدم بساتمو جمع کنم...

 

 

 

 

اگه دوربینم مناسب بود و میتونستم روی لنز تلسکوپ ثابتش کنم از سطح ماه هم براتون عکس میگرفتم! ولی من دوربینم طوری نبود که بشه لنزشو ثابت کر و خودم باید لرزش دستمو کنترل میکردم،همچنین هرچی بزرگنمایی بیشتر شه،حتی اگه اطراف تلسکوپ کسی راه بره تصویر میلرزه ،اونوقت دیگه میشه نور علی نور!(لرزشو عرض میکنم!)

راستی اگه بر فرض محال یه وقت خواستین اینا رو سیو کنین ،اول توی یه صفحه ی جدید بازش کنبن تا باتناسبات درستش بیاد

چون من دستی اندازشو تغییر دادم ممکنه تناسباتش بهم ریخته باشه!نیشخند



تاريخ : ۱۳٩۱/٥/٤ | ٥:٠٢ ‎ب.ظ | نويسنده : همراز آزاد

نیشخندسلام به دوستان و عزیزانی که نظاره گر وب من هستند...بالا خره آپش کردم!

 از اونجایی که خواهر عزیزم این وب رو برای تولدم به عنوان یک هدیه ی مجازی به من تقدیم کرده هنوز نمی دونم میخوام چه کنم اما هر وقت فکر جالبی به ذهنم رسید ویا اتفاق خاصی ،حتما در اختیارتون میذارم...برا همین فعلا تا راه بیفتم ببخشید اگه دیر به دیر آپ میکنم!



انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس